پیدا کردن یا یافتن کسی یا چیزی پس از جستوجوی آن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پیدا کردن
Deutsch
finden
Հայերեն
գտնել
gtnel
مثالهای طبیعی
I found my keys under the table.
کلیدهایم را زیر میز پیدا کردم.
She found her friend at school.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /faɪnd/آمریکایی: /faɪnd/
این فعل یک هجایی است و تکیه روی همان هجای تنها قرار میگیرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پیدا کردن
Deutsch
finden
Հայերեն
գտնել
gtnel
I found my keys under the table.
کلیدهایم را زیر میز پیدا کردم.
She found her friend at school.
او دوستش را در مدرسه پیدا کرد.
We found a nice restaurant nearby.
ما یک رستوران خوب در نزدیکی پیدا کردیم.
از find زمانی استفاده میکنیم که چیزی را پیدا یا کشف میکنیم. این اتفاق اغلب بعد از جستوجو رخ میدهد. شکل گذشتهٔ آن found است.
I find my phone yesterday.
I found my phone yesterday.
برای یک عمل کاملشده در گذشته باید از found، شکل گذشتهٔ بیقاعدهٔ find، استفاده کنیم.
از find زمانی استفاده میکنیم که در نتیجهٔ جستوجو چیزی را پیدا میکنیم یا چیزی را کشف میکنیم. یادت باشد شکل گذشتهٔ آن found است، نه finded.
شکل گذشتهٔ درست find را انتخاب کنید.