معنی ۱neutral · 85%
ویژگیِ بسیار نازک، ریزدانه یا دارای جزئیات دقیق و ظریف بودن.
مثالهای طبیعی
The fineness of the flour affects the cake.
میزان ریزبودن ذرات آرد بر نتیجهٔ پخت کیک اثر میگذارد.
We admired the fineness of her lacework.
ما ظرافت توربافی او را تحسین کردیم.
The sieve determines the powder’s fineness.
اندازهٔ سوراخهای الک تعیین میکند پودر چقدر نرم و ریز باشد.
نکتهٔ کاربردی
Fineness در این معنی به میزان ظرافت و ریزبودن مربوط است؛ آن را با fine به معنای «خوب» یا «قابلقبول» اشتباه نگیرید.
