معنی ۱neutral · 95%
یکی از بخشهای بلند و متحرک انتهای دست
مثالهای طبیعی
I cut my finger while cooking.
هنگام آشپزی انگشتم را بریدم.
She pointed at the map with one finger.
او با یک انگشت به نقشه اشاره کرد.
My fingers were cold after the walk.
بعد از پیادهروی انگشتانم سرد بودند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دربارهٔ انگشتان یک شخص صحبت میکنی، از شکلهای ملکی مانند my finger یا his fingers استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— انگشتی که بلافاصله کنار شست قرار دارد

