یک فعالیت یا کار را کامل کردن، بهطوریکه دیگر ناتمام نباشد.
مثالهای طبیعی
I finished my homework last night.
دیشب تکالیفم را تمام کردم.
She finished her coffee quickly.
او قهوهاش را سریع تمام کرد.
He finished cleaning the room.
او تمیز کردن اتاق را تمام کرد.
نکتهٔ کاربردی
از finish زمانی استفاده میکنیم که یک فعالیت یا کار کامل میشود. بعد از آن میتوان اسم یا فعل با -ing آورد.

