معنی ۱neutral · 95%
پایان یک مسابقه، رقابت یا رویداد دیگر
مثالهای طبیعی
The runners were tired near the finish.
دوندگان نزدیک خط پایان خسته بودند.
It was a very close finish.
پایان مسابقه بسیار نزدیک و رقابتی بود.
The film was exciting from start to finish.
فیلم از ابتدا تا انتها هیجانانگیز بود.
نکتهٔ کاربردی
finish در نقش اسم اغلب به نقطهٔ پایان یا بخش پایانی یک رویداد اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— پایانی نزدیک که شرکتکنندگان تقریباً همزمان به خط پایان میرسند

