معنی ۱neutral · 86%
آخرین کارهایی که برای کامل شدن چیزی یا بهتر شدن ظاهر آن انجام میشوند.
مثالهای طبیعی
The finishing on the cabinet took another afternoon.
پرداخت نهایی کمد یک بعدازظهر دیگر زمان برد.
Careful finishing gives handmade bowls a smooth surface.
پرداختکاری دقیق به کاسههای دستساز سطحی صاف میدهد.
Furniture finishing happens after the wood has been shaped.
پرداخت نهایی مبلمان پس از شکل دادن چوب انجام میشود.
نکتهٔ کاربردی
finishing به فرایند یا کیفیت کارهای نهایی اشاره میکند؛ finish میتواند نام سطح یا ظاهر حاصل باشد.
