معنی ۱formal · 90%
سلاحی که با استفاده از نیروی ناشی از انفجار، پرتابهای را شلیک میکند
مثالهای طبیعی
Police recovered a firearm from the vehicle.
پلیس یک سلاح گرم از خودرو پیدا کرد.
Licensed firearms must be stored according to local law.
سلاحهای گرم دارای مجوز باید مطابق قانون محلی نگهداری شوند.
The venue prohibits possession of a firearm.
این محل داشتن سلاح گرم را ممنوع میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Firearm` از `gun` رسمیتر است و در نوشتههای حقوقی و مقرراتی بسیار رایج است.
