معنی ۱neutral · 87%
حشرهٔ پرندهٔ کوچکی که شبها نور چشمکزن تولید میکند
مثالهای طبیعی
A firefly flashed near the pond at dusk.
هنگام غروب، یک شبتاب کنار برکه چشمک زد.
Children watched fireflies glowing in the field.
بچهها شبتابهایی را تماشا کردند که در علفزار میدرخشیدند.
That tiny moving light is a firefly.
آن نور کوچک متحرک یک شبتاب است.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف نامش، firefly نوعی سوسک است. شکل جمع درست آن fireflies است.
ترکیبهای رایج
— شبتابهای درخشان
