طراحی یا پردازششده برای مقاومت در برابر سوختن یا آسیب ناشی از آتش.
مثالهای طبیعی
Important records are stored in a fireproof safe.
اسناد مهم را در گاوصندوق ضدحریق نگهداری میکنند.
The walls must be fireproof under the relevant standard.
دیوارها باید طبق استاندارد مربوط، در برابر آتش مقاوم باشند.
Engineers developed fireproof panels for the new facility.
مهندسان برای تأسیسات جدید پنلهای ضدحریق ساختند.
نکتهٔ کاربردی
fireproof ادعایی کلی دربارهٔ محافظت از آتش است، نه تضمین مقاومت نامحدود؛ مدت و شرایط آزمون مقاومت حریق باید بررسی شود.
