در نخستین زمان، یا پیش از انجام کاری دیگر در یک توالی.
مثالهای طبیعی
I first met Sam at school.
من اولین بار در مدرسه با سم آشنا شدم.
First, wash your hands before dinner.
اول، قبل از شام دستهایت را بشوی.
We first check the answer, then discuss it.
ما اول پاسخ را بررسی میکنیم و بعد دربارهٔ آن صحبت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان نخستین زمان، first را پیش از فعل اصلی بهکار ببرید؛ برای معرفی اولین مرحله نیز میتوان آن را در ابتدای جمله آورد.
