معنی ۱neutral · 95%
تلاش کردن برای گرفتن ماهی، معمولاً بهعنوان سرگرمی یا شغل.
مثالهای طبیعی
We went fishing by the river.
ما کنار رودخانه برای ماهیگیری رفتیم.
My uncle fishes in the lake.
عموی من در دریاچه ماهیگیری میکند.
They fished all morning.
آنها تمام صبح ماهیگیری کردند.
نکتهٔ کاربردی
از fish برای خود فعالیت و از go fishing برای رفتن به یک برنامه یا گردش ماهیگیری استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— برای ماهیگیری رفتن

