بهدلیل ورزش، سالم و از نظر جسمی قوی
مثالهای طبیعی
She stays fit by cycling to work.
او با دوچرخه رفتن به محل کار، خودش را از نظر جسمی آماده نگه میدارد.
My grandfather is fitter than he was last year.
پدربزرگم از سال گذشته آمادهتر و سرحالتر است.
Regular exercise keeps me fit and energetic.
ورزش منظم من را سرحال و پرانرژی نگه میدارد.
نکتهٔ کاربردی
از fit برای کسی استفاده کن که سالم و از نظر جسمی قوی است، بهویژه چون مرتب ورزش میکند. برای مقایسه از fitter و fittest استفاده کن.

