معنی ۱neutral · 95%
اندازه یا شکل مناسب برای یک شخص یا یک فضا داشتن.
مثالهای طبیعی
These shoes fit me well.
این کفشها کاملاً اندازهٔ من هستند.
The bags fit in the boot.
کیفها در صندوق عقب جا میشوند.
Does this jacket fit you?
آیا این کت اندازهٔ توست؟
نکتهٔ کاربردی
برای لباس از fit someone و برای فضای موجود از fit in یا into استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— اندازهٔ مناسبی داشتن

