قطعهای کوچک که برای وصل کردن، نصب کردن یا تکمیل تجهیزِ چیزی به کار میرود.
مثالهای طبیعی
The plumber replaced a damaged fitting under the sink.
لولهکش یک اتصال آسیبدیده را زیر سینک عوض کرد.
Several door fittings were missing after the move.
پس از اسبابکشی، چند قطعه از یراقآلات درها گم شده بود.
Do you stock fittings for this type of pipe?
آیا برای این نوع لوله اتصال دارید؟
نکتهٔ کاربردی
fittings قطعاتی هستند که نصب میشوند؛ fixtures معمولاً به تجهیزات ثابت یا توکار گفته میشود.
