صدای ریز یا حبابهایی که هنگام خارج شدن گاز از مایع پدید میآیند.
مثالهای طبیعی
The lemonade had a lively fizz when opened.
وقتی درِ لیموناد را باز کردیم، با شور و حبابزایی زیادی گاز بیرون داد.
After an hour, the cola lost its fizz.
بعد از یک ساعت، نوشابه گازش را از دست داد.
We heard a faint fizz as the tablet dissolved.
وقتی قرص حل میشد، صدای جلزولز ضعیفی شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
fizz هم به حبابها اشاره میکند و هم به صدای خشخش آنها؛ نوشیدنیِ بیگاز را flat مینامند.
