معنی ۱neutral · 86%
بخش زبانهمانند و متحرکی از آتش که گرما و نور تولید میکند.
مثالهای طبیعی
A tiny flame appeared above the candle wick.
شعلهٔ کوچکی بالای فتیلهٔ شمع پیدا شد.
Keep your hands away from the flames.
دستهایتان را از شعلهها دور نگه دارید.
The gas flame suddenly turned yellow.
شعلهٔ گاز ناگهان زرد شد.
نکتهٔ کاربردی
Flames بخشهای متحرک و قابلدیدن آتش هستند؛ a flame به یک زبانه و flames به چند زبانه اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— آتش روباز و بدون پوشش محافظ
