تکهای تخت از یک جنس که از یک طرف متصل است و میتواند حرکت کند.
مثالهای طبیعی
Fold the flap over before sealing the envelope.
قبل از بستن پاکت، زبانهٔ آن را تا کنید.
The bag has a torn flap at the top.
زبانهٔ بالای کیف پاره شده است.
Two flaps cover the entrance when it rains.
وقتی باران میبارد، دو لته ورودی را میپوشانند.
نکتهٔ کاربردی
flap معمولاً از یک لبه به چیزی وصل است و کاملاً از آن جدا نیست.
