افزایش ناگهانی و کوتاهمدت در روشنایی شعله یا نور.
مثالهای طبیعی
A sudden flare lit up the dark campsite.
درخشش ناگهانیای اردوگاه تاریک را روشن کرد.
The workers noticed a flare near the furnace.
کارگران درخششی ناگهانی نزدیک کوره دیدند.
Bright flares briefly obscured the camera image.
چند فوران نورِ شدید، برای لحظهای تصویر دوربین را محو کرد.
نکتهٔ کاربردی
flare میتواند درخشش کوتاه و ناگهانی آتش باشد، نه شعلهای با روشنایی ثابت.
