کسی را بیش از حد یا بدون صداقت تحسین کردن، بهویژه برای به دست آوردن تأیید او.
مثالهای طبیعی
He flattered the manager before requesting a promotion.
او پیش از درخواست ترفیع، از مدیر چاپلوسی کرد.
The salesperson flattered me with exaggerated compliments.
فروشنده با تعریفهای اغراقآمیز از من تملق گفت.
She tried to flatter him into accepting the proposal.
او سعی کرد با چاپلوسی، مرد را به پذیرش پیشنهاد راضی کند.
نکتهٔ کاربردی
flatter اغلب انگیزهای پنهان پشت تعریفها را القا میکند؛ compliment لزوماً چنین معنایی ندارد.
