با تعریف یا توجه مثبت، احساس رضایت یا غرور در فرد ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
The panel’s flattering comments increased her confidence.
نظرهای تحسینآمیز اعضای هیئت، اعتمادبهنفس او را بیشتر کرد.
It was flattering to receive such public recognition.
دریافت چنین قدردانی علنیای برایش خوشایند و افتخارآمیز بود.
The review offered a flattering picture of her career.
آن نقد، تصویری تحسینآمیز از دوران حرفهای او ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
نظرهای flattering میتوانند صادقانه یا اغراقآمیز باشند؛ تأکید واژه بر اثر خوشایندشان است.
