معنی ۱neutral · 85%
نوازندهٔ ساز فلوت.
مثالهای طبیعی
The flautist rehearsed her solo before the concert.
فلوتنواز پیش از کنسرت بخش تکنوازی خود را تمرین کرد.
Our flautist also teaches young musicians.
فلوتنواز گروه ما به موسیقیدانان جوان هم آموزش میدهد.
Two flautists will join the ensemble tomorrow.
فردا دو فلوتنواز به گروه نوازندگان خواهند پیوست.
نکتهٔ کاربردی
Flautist بهویژه در انگلیسی بریتانیایی واژهای معیار است؛ flutist نیز درست و در انگلیسی آمریکایی رایجتر است.
