معنی ۱neutral · 85%
پرندهٔ جوان پرهای کافی درآورد و توانایی پرواز پیدا کند.
مثالهای طبیعی
The chicks should fledge by late June.
جوجهها باید تا اواخر ژوئن بالوپر کافی برای پرواز پیدا کنند.
Five young swallows fledged from that nest.
پنج جوجهپرستو در آن آشیانه به مرحلهٔ پرواز رسیدند.
The nestlings are fledging earlier this season.
جوجههای آشیانه در این فصل زودتر برای پرواز آماده میشوند.
نکتهٔ کاربردی
Fledge عمدتاً برای پرندههای جوان به کار میرود؛ fledged شکل گذشتهٔ آن است و ممکن است نقش صفت هم داشته باشد.
