معنی ۱neutral · 90%
برای فرار از یک مکان یا وضعیت خطرناک، تهدیدآمیز یا دشوار، سریع آن را ترک کردن
مثالهای طبیعی
Residents fled the town as the fire approached.
با نزدیک شدن آتش، ساکنان از شهر گریختند.
Thousands fled from the fighting across the border.
هزاران نفر از درگیریها گریختند و از مرز عبور کردند.
The family fled to a neighbouring country.
خانواده به کشور همسایه گریخت.
نکتهٔ کاربردی
`Flee` بر فرار از خطر یا تهدید تأکید دارد و از `leave` قویتر است.
