توانایی یا تمایل به سازگار شدن با نیازها، شرایط، برنامهها یا روشهای در حال تغییر
مثالهای طبیعی
Remote work gives employees greater flexibility.
دورکاری به کارکنان انعطافپذیری بیشتری میدهد.
The plan allows flexibility in how resources are allocated.
این برنامه در نحوهٔ تخصیص منابع انعطافپذیری ایجاد میکند.
Both sides showed flexibility during the final talks.
هر دو طرف در مذاکرات نهایی انعطاف نشان دادند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی انتزاعی معمولاً غیرقابلشمارش است و در بافتهای کار، برنامهریزی و مذاکره رایج است.
