رابطهٔ عاطفی کوتاه و غیرجدی که قرار نیست پایدار باشد
مثالهای طبیعی
Their summer fling ended when college resumed.
رابطهٔ تابستانی آنها با بازگشایی دانشگاه تمام شد.
He wanted a fling, not a commitment.
او دنبال رابطهای گذرا بود، نه تعهد جدی.
The heroine begins an unexpected fling with a colleague.
شخصیت اصلی زن وارد رابطهای عاطفی و غیرمنتظره با همکارش میشود.
نکتهٔ کاربردی
fling معمولاً کوتاه و بیتعهد است؛ affair اغلب پنهانکاری یا خیانت را تداعی میکند، اما fling لزوماً چنین نیست.
