معنی ۱neutral · 90%
بهدلیل مساعد بودن شرایط، بهخوبی رشد کردن، توسعه یافتن یا موفق شدن
مثالهای طبیعی
Small technology firms flourished during the investment boom.
شرکتهای کوچک فناوری در دوران رونق سرمایهگذاری شکوفا شدند.
These plants flourish in warm, humid conditions.
این گیاهان در شرایط گرم و مرطوب خوب رشد میکنند.
Children flourish when they feel secure and supported.
کودکان وقتی احساس امنیت و حمایت کنند شکوفا میشوند.
نکتهٔ کاربردی
`Flourish` بیش از زنده ماندن را میرساند و بر رشد، پیشرفت یا موفقیت قوی دلالت دارد.
