بهصورت مداوم و روان در حرکت، بهخصوص دربارهٔ آب و مایعات.
مثالهای طبیعی
They filled their bottles from a flowing stream.
آنها بطریهایشان را از جویبار روان پر کردند.
Flowing water remained visible beneath the ice.
آبِ جاری زیر یخ همچنان دیده میشد.
Never underestimate the force of fast-flowing water.
هرگز نیروی آبِ تندرو را دستکم نگیرید.
نکتهٔ کاربردی
flowing بر تداوم حرکت تأکید دارد، نه بر عمق یا ایمن بودن آب.
