fluctuate
C2اسم/US /flˈʌktʃəwˌeɪt/ FLŬKCH-əw-āt; UK /flˈʌktʃəwˌeɪt/ FLŬKCH-əw-āt/
نوسان کردن، نوسان داشتن، نوسان کردن نوسان داشتن
JadoLearn Dictionary
معنی fluctuate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوسان کردن، نوسان داشتن، نوسان کردن نوسان داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مردد بودن
مردد بودن، تامل کردن، تردد کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.