معنی ۱neutral · 85%
توانایی صحبت کردن یا نوشتن به زبانی با روانی و راحتی.
مثالهای طبیعی
She is fluent in Italian.
او به زبان ایتالیایی مسلط است.
Your English is becoming more fluent.
انگلیسیات دارد روانتر میشود.
We need a fluent French speaker.
به کسی نیاز داریم که فرانسوی را روان صحبت کند.
نکتهٔ کاربردی
میگوییم fluent in + زبان، اما در ساختار speak fluent + زبان حرف اضافهٔ in نمیآید.
ترکیبهای رایج
— توانایی برقراری ارتباط روان به زبان انگلیسی
