تودهای از حبابهای بسیار ریز روی یک مایع یا درون آن.
مثالهای طبیعی
Soft foam covered her hands after she added water.
بعد از اینکه آب اضافه کرد، کف نرمی دستهایش را پوشاند.
White foam gathered along the shore.
کف سفیدرنگی در امتداد ساحل جمع شده بود.
Could I have less foam on my cappuccino?
میشود روی کاپوچینوی من کف کمتری بریزید؟
نکتهٔ کاربردی
Foam به معنی حبابهای ریز معمولاً غیرقابلشمارش است؛ از some foam یا a layer of foam استفاده کنید.
