معنی ۱formal · 89%
فرد، گروه یا نیرویی که دشمن یا مخالفِ ستیزهجوی کسی یا چیزی شمرده میشود.
مثالهای طبیعی
The warrior spared his defeated foe.
جنگجو از جانِ دشمنِ شکستخوردهاش گذشت.
Old foes met to discuss a ceasefire.
دشمنانِ قدیمی برای گفتوگو دربارهٔ آتشبس با هم دیدار کردند.
She regarded censorship as a formidable foe.
او سانسور را دشمنی نیرومند میدانست.
نکتهٔ کاربردی
Foe در داستانها، سخنرانیها و بیانِ حماسی طبیعیتر از گفتوگوی عادی است و دربارهٔ تهدیدهای انتزاعی هم به کار میرود.
