معنی ۱neutral · 86%
انبوهی از قطرههای ریز آب نزدیک سطح زمین که دیدن را دشوار میکند.
مثالهای طبیعی
Thick fog covered the road this morning.
امروز صبح مه غلیظی جاده را پوشاند.
We couldn’t see the trees through the fog.
نمیتوانستیم در میان مه درختان را ببینیم.
Is there still fog near the airport?
نزدیک فرودگاه هنوز مه هست؟
نکتهٔ کاربردی
Fog معمولاً غیرقابلشمارش است؛ بگویید some fog یا a patch of fog، نه a fog.
ترکیبهای رایج
— مه غلیظی که دید را بسیار کم میکند
