معنی ۱neutral · 86%
ورقهٔ فلزی بسیار نازکی که برای پیچیدن یا محافظت از غذا و چیزهای دیگر استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
Wrap the leftovers in foil before refrigerating them.
پیش از گذاشتن باقیماندهٔ غذا در یخچال، آن را در فویل بپیچید.
Cover the tray with foil to prevent burning.
روی سینی را با فویل بپوشانید تا غذا نسوزد.
She used aluminium foil to keep the sandwich warm.
او برای گرم نگه داشتن ساندویچ از فویل آلومینیومی استفاده کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای شمردن تکهها بگویید a sheet of foil، نه a foil.
