معنی ۱neutral · 90%
برگهای درختان یا گیاهانِ دیگر که در مجموع و بهصورتِ یک توده دیده میشوند.
مثالهای طبیعی
Dense foliage hid the footpath from view.
شاخوبرگِ انبوه، مسیرِ پیادهروی را از دید پنهان کرده بود.
The garden’s autumn foliage turned amber and crimson.
برگهای پاییزیِ باغ کهربایی و سرخِ تیره شدند.
Birdsong rose from the damp foliage overhead.
آوازِ پرندگان از میانِ برگهای نمناکِ بالای سر به گوش میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Foliage نامِ جمعیِ برگهاست و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای تعدادِ برگها از leaves استفاده کنید.
