فردی که از اندیشهها یا رهبریِ کسی حمایت میکند و به آنها باور دارد
مثالهای طبیعی
She became a follower of that spiritual teacher.
او پیرو آن معلم معنوی شد.
The leader thanked his followers after the election.
رهبر پس از انتخابات از پیروانش تشکر کرد.
As a loyal follower, he defended the leader’s decisions.
او بهعنوان پیروی وفادار از تصمیمهای رهبر دفاع میکرد.
نکتهٔ کاربردی
ساختار follower of someone مشخص میکند شخص از چه کسی پیروی میکند. حمایتکردن لزوماً به معنای راهرفتن پشت سر فرد نیست.
