چیزهایی که مردم یا حیوانات میخورند.
مثالهای طبیعی
I need some food before class.
من قبل از کلاس به کمی غذا نیاز دارم.
She loves Italian food.
او غذای ایتالیایی را خیلی دوست دارد.
Is the food ready yet?
غذا آماده شده است؟
نکتهٔ کاربردی
وقتی food بهطور کلی به چیزهای خوردنی اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است. بهجای a food از some food استفاده کنید.

