معنی ۱informal · 90%
کسی که بدون قضاوت درست رفتار میکند یا تصمیمی بسیار نسنجیده میگیرد
مثالهای طبیعی
I felt like a fool after sending the wrong file.
بعد از فرستادن فایل اشتباه احساس کردم احمق به نظر رسیدهام.
Don’t be a fool and ignore the safety advice.
احمق نباش و توصیههای ایمنی را نادیده نگیر.
Only a fool would invest without checking the risks.
فقط یک احمق بدون بررسی خطرها سرمایهگذاری میکند.
نکتهٔ کاربردی
صدا زدن مستقیم کسی با `fool` میتواند بیادبانه باشد؛ وقتی دربارهٔ خودتان یا بهطور کلی حرف میزنید معمولاً کمخطرتر است.

