نشاندهندهٔ قضاوت نادرست که ممکن است دردسر ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
It was foolish to walk alone during the storm.
تنها راهرفتن وسط طوفان کار نسنجیدهای بود.
Avoid making a foolish decision just to impress people.
فقط برای تحتتأثیر قراردادن دیگران تصمیم احمقانهای نگیر.
Her plan seemed more foolish after we checked the costs.
وقتی هزینهها را بررسی کردیم، نقشهٔ او نسنجیدهتر به نظر رسید.
نکتهٔ کاربردی
Foolish معمولاً تصمیم یا رفتار را نقد میکند؛ بهکاربردن آن برای خودِ شخص ممکن است توهینآمیز باشد.
