معنی ۱neutral · 86%
اثری که پای انسان یا حیوان روی یک سطح باقی میگذارد.
مثالهای طبیعی
We found a footprint in the wet sand.
روی شنهای خیس رد پایی پیدا کردیم.
Fresh snow was covered with footprints.
روی برف تازه همهجا رد پا بود.
Whose footprint is this near the door?
این رد پا نزدیک در متعلق به کیست؟
نکتهٔ کاربردی
Footprint رد قابلدیدن پا است؛ footstep معمولاً گام یا صدای آن است.
ترکیبهای رایج
— رد پا بهجا گذاشتن
