اولین یا تجربهای کوتاه برای ورود و فعالیت در حوزهای ناآشنا.
مثالهای طبیعی
Her first foray into politics drew unexpected attention.
اولین ورود او به عرصهٔ سیاست توجهی غیرمنتظره جلب کرد.
The company made a brief foray into electric bicycles.
شرکت برای مدتی کوتاه وارد حوزهٔ دوچرخههای برقی شد.
His foray into directing surprised longtime fans.
تجربهٔ او در کارگردانی طرفداران قدیمیاش را غافلگیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با حرف اضافهٔ into میآید و لزوماً به معنای تعهد بلندمدت نیست.
