forbid
C2اسم/US /fɚbˈɪd/ fərb-ĬD; UK /fɚbˈɪd/ fərb-ĬD/
حرامکردن، نهی کردن، ممنوع کردن
JadoLearn Dictionary
معنی forbid به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حرامکردن، نهی کردن، ممنوع کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محجور کردن
موخر، عقبی، مانع شدن
مهار کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.