قدرت یا نیروی فیزیکی که برای حرکت دادن، متوقف کردن یا آسیب زدن به چیزی به کار میرود
مثالهای طبیعی
He pushed the door with great force.
او در را با نیروی زیادی هل داد.
Officers used force to open the gate.
مأموران برای باز کردن دروازه از زور استفاده کردند.
The force of the wind broke a branch.
نیروی باد شاخهای را شکست.
نکتهٔ کاربردی
`Force` وقتی به نیروی فیزیکی اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.

