معنی ۱neutral · 84%
با استفاده از نیروی فیزیکی یا فشار، برخلاف مقاومت یا میل طرف مقابل.
مثالهای طبیعی
Police forcibly removed the man from the building.
پلیس مرد را بهزور از ساختمان بیرون برد.
The door was forcibly opened during the break-in.
در جریان ورود غیرقانونی، در را بهزور باز کرده بودند.
They dragged her forcibly away from the entrance.
آنها زن را برخلاف میلش بهزور از ورودی دور کردند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در گزارشهای مربوط به مقاومت، اجبار یا خشونت به کار میرود.
