معنی ۱neutral · 86%
بخش بالایی صورت میان چشمها و خط رویش مو.
مثالهای طبیعی
She touched his forehead to check his temperature.
او برای بررسی دمای بدنش دست روی پیشانیاش گذاشت.
Sweat ran down his forehead after the walk.
بعد از پیادهروی، عرق از پیشانی او پایین میریخت.
Her fringe covered most of her forehead.
چتری موهایش بیشتر پیشانیاش را پوشانده بود.
نکتهٔ کاربردی
Forehead بخش جلویی و بالایی صورت است، نه تمام سر.
ترکیبهای رایج
— دست روی پیشانی کسی گذاشتن
