معنی ۱neutral · 84%
مربوط به بررسی علمی شواهد در تحقیقات جنایی.
مثالهای طبیعی
Forensic scientists identified fibres on the suspect’s jacket.
کارشناسان علوم جنایی الیاف روی کت مظنون را شناسایی کردند.
The prosecutor presented new forensic evidence.
دادستان شواهد علمی جنایی تازهای ارائه کرد.
She plans to study forensic science.
او قصد دارد علوم جنایی بخواند.
نکتهٔ کاربردی
Forensic معمولاً درست پیش از اسمی قرار میگیرد که آن را توصیف میکند.
