شخص، اختراع یا تحولی که پیشتر پدید آمده و ویژگیهای چیزی را که بعداً شکل گرفته، پیشاپیش نشان داده است.
مثالهای طبیعی
Mechanical calculators were forerunners of modern computers.
ماشینحسابهای مکانیکی پیشگامانِ رایانههای امروزی بودند.
This building was a forerunner of modernist design.
این ساختمان پیشنمونهای از طراحیِ مدرنیستی بود.
Historians consider her a forerunner to later campaigners.
تاریخنگاران او را پیشگامِ کنشگرانِ دورههای بعد میدانند.
نکتهٔ کاربردی
Forerunner به پدیدهای پیشین اشاره دارد که شکلِ بعدی را پیشبینی یا زمینهسازی میکند؛ صرفاً زودترآمدن کافی نیست.
