پیش از وقوع خطر یا مشکلی احتمالی، به کسی هشدار دادن.
مثالهای طبیعی
Organizers forewarned guests about possible road closures.
برگزارکنندگان از قبل دربارهٔ احتمال بسته شدن جادهها به مهمانان هشدار دادند.
Nobody had forewarned staff of the surprise inspection.
هیچکس از قبل دربارهٔ بازرسی غافلگیرانه به کارکنان هشدار نداده بود.
Residents were forewarned that the river might overflow.
به ساکنان از قبل هشدار داده بودند که ممکن است رودخانه طغیان کند.
نکتهٔ کاربردی
باید شخصِ دریافتکنندهٔ هشدار را مفعول قرار دهید: forewarn someone of/about something یا forewarn someone that...
