ساختن یا دستکاری غیرقانونی سند، امضا یا اثر هنری برای فریب دیگران.
مثالهای طبیعی
He faced charges of forgery after changing the contract.
او پس از دستکاری قرارداد با اتهام جعل روبهرو شد.
The bank suspected forgery on the withdrawal form.
بانک به جعلی بودن فرم برداشت مشکوک شد.
Investigators found evidence of forgery in the claim.
بازرسان در آن ادعا شواهدی از جعل پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور جرم باشد، معمولاً forgery بدون حرف تعریف میآید: charged with forgery، نه charged with a forgery.
