با کنار هم قرار دادن بخشها، چیزی را ساختن یا شکل دادن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تشکیل دادن
Deutsch
formen
Հայերեն
կազմել
kazmel
مثالهای طبیعی
The students formed a team.
دانشآموزان یک تیم تشکیل دادند.
The artist forms the clay.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /fɔːm/آمریکایی: /fɔːrm/
این فعل یک هجایی است و همان تنها هجا با تلفظ /fɔːm/ در بریتانیایی و /fɔːrm/ در آمریکایی ادا میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تشکیل دادن
Deutsch
formen
Հայերեն
կազմել
kazmel
The students formed a team.
دانشآموزان یک تیم تشکیل دادند.
The artist forms the clay.
هنرمند به گل شکل میدهد.
They formed a new club.
آنها یک باشگاه جدید تشکیل دادند.
از form زمانی استفاده میکنیم که افراد یا بخشهای جداگانه با هم یک مجموعهٔ جدید را تشکیل میدهند.
They formed to a team.
They formed a team.
وقتی form به معنی ساختن یا تشکیل دادن چیزی است، مفعول مستقیماً بعد از آن میآید و to استفاده نمیشود.
از form زمانی استفاده میکنیم که افراد یا چیزها با هم چیزی جدید، مانند یک تیم، گروه یا شکل، ایجاد میکنند.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.