رسمی یا مطابق با قوانین و روالهای تعیینشده
مثالهای طبیعی
She made a formal complaint to the manager.
او یک شکایت رسمی به مدیر ارائه کرد.
The meeting was very formal and well organized.
جلسه بسیار رسمی و بهخوبی سازماندهیشده بود.
This interview is more formal than our usual meetings.
این مصاحبه از جلسههای معمول ما رسمیتر است.
نکتهٔ کاربردی
از formal برای موقعیتها، ارتباطات یا فرایندهای رسمی که از قواعد یا قراردادهای مشخص پیروی میکنند استفاده کن.

